برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
خدایا شکرت بابت اینهمه اتفاق خووووب و غیرقابل باوری که افتاده و داره مبفته....
خدا جونم خیلی مهربونی.... خیلی کریمی خدا.... خدا خیلی حواست به همه هست.... قربونت بشم خدا جونم.... دوستت دارم بییییی نهایت.....
الحمدلله رب العالمین...
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
و احتمالا آخرین شب جمعه...
نفس های آخر ِ دخترک کوچک در این خانه.. در این شهر... در این کشور...
داغم. چشمام، صورتم... بی حالم. ناآرومم و نمیدونم چی آرومم میکنه. بی قرارم.
خدایا ...
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
به خودم میگم ترانه ناراحت نباش از اینکه ماه رمضون داره میاد و این وضعیتته... ما که از فردامون خبر نداریم،
شاید تا ماه رمضون مُزدی....
یه خودم میگم، خودمو بغل میکنم، توی خودم مچاله میشم و سعی میکنم خودمو آروم کنم....
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
نمیدونم چی شد که همه چی یه جور دیگه شد....
که زندگی... که نوجوونی... که جوونی... که همه چی انگار داره از دست میره....
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور
امشبم حس کردم اون حالتا رو...
با خودم، با رونیکا... ای خدا... ای خدا... ای خدا....
+ دکتر گفت تا یه هفته ده روز این درد کم و بیش هست باهات یحتمل.
برچسب:
نویسنده: نگار قنبریپور